اين متن را يكي از دوستان براي من فرستاده است كه براي شما نيز آن را قرار ميدهم. اميدوارم كه همه ميگرنيها هر چه سريعتر معالجه شوند. براي رعايت امانت، عين مطالب بدون هيچگونه تغييري در اين پست گذاشته شدهاند.
سلام،
هفتههاي گذشته تمامي روزنامهها و خبرگزاريها خبر مربوط به داروي ميگريهيل را منتشر نمودند. نكته جالب اين خبر براي من آن بود كه دوست و استاد گرامي من يكي از كساني است كه در اين پروژه عظيم مشاركت داشته است. مدتها بود كه جناب دكتر انصاري را نديده بودم. فرصت را مغتنم شمردم و خودم به ملاقات ايشان رفتم تا از نزديك ايشان را زيارت كنم و ببينم آيا واقعا درمان درد ميگرن هم پيدا شده است.
ساعت 7 بعد از ظهر روز سه شنبه 17/8/1388، به كلينيك آرامش رفتم، و در بدو ورود و حال و احوالپرسي با دكتر انصاري، با صحنه عجيبي روبرو شدم. مادر جوان و پسري هفت ساله هر دو با هم از سالن دريافت دارو بيرون آمدند و به همراه پدر خانواده آماده ميشدند كه از كلينيك خارج شوند و در همين مجال با دكتر گپي زدند. آنها نهيمن روز درمان خود را طي مينمودند و ظاهرا بايستي 11 جلسه ديگر نيز بيايند.
در حاليكه چهرهشان كمي سرخ و شاداب شده بود، آقاي دكتر انصاري سوال كرد:
دكتر انصاري: امروز بهتري؟
مادر: آره، اما ديشب يك حمله داشتم.
دكتر انصاري: خوب، يعني دوباره سردرد گرفتي،
مادر: نه فقط علائمش رو حس كردم، اما سردرد نيامد.
دكتر انصاري: خيلي خوبه،
مادر: پسرم هم ديشب حمله داشت، ديشب به من گفت اي داد بيداد دوباره امشب ميخواد بگيره، اما او هم سردرد نگرفت.
و اين لحظهاي بود كه دكتر انصاري لبخندي از سر رضايت زد و مسرور از اينكه تلاش 15 سالهاش به نتيجه رسيده است، و همه حضار مسرور از اينكه داروي ميگريهيل واين روش درمان اثربخشي خود را نشان ميدهد.
و بعد از دكتر تشكر نمودند و بدرود گفتند.
براي آن دوست كوچكم آرزوي سلامتي ميكنم و همينطور از اينكه ميبينم بالاخره براي درد اين پسر كوچولو هم درماني ابداع شده است، خوشحالم. اميدوارم او با اين روش بتواند به زندگي عادي برگردد و مراحل موفقيت را به خوبي طي نمايد. پس از رفتن آنان، دكتر رو به من كرد و گفت كاش روز اولي كه ايشان آمدند، از نزديك ميديدي كه چقدر حال كسل و بيماري دارند، رنگشان پريده بود و هر دو درد داشتند. اما اكنون انگار زندگي دوبارهاي به آنان عطا شده است. حتي پدر خانودهشان نيز مسرورتر است.
دوست عزيزم،
دور و بر ما بسيارند كساني كه از سردرد رنج ميكشند، و برخي از آنها سردرد ميگرني دارند و ناگزير هستند تا ساليان سال، روزها و شبهايي از ماه را با داروي مسكن طي نمايند.
در محيط كار، سر كلاس درس، در مواقعي كه مراسم مهمي همچون عروسي و تولد عزيزان است، سردرد ميگرني، واقعا كلافه كننده است و اين هنگامي است كه فرد آرزو ميكند در محيطي در بسته و تاريك خود را زنداني كند و به زور قرص و يا آمپول، دوره درد خود را سپري كند. پدر و. مادر، برادر و خواهر، همسر و فرزند اين افراد همگي شريك بيتابيها و دردهاي اين افراد ميشوند و مجبورند ساليان سال مراعات حال اين افراد را بكنند. اين افراد عملا زندگي طبيعي ندارند و حتي در محيط كارشان نيز با اختلال تمركز ناشي از درد روبرو ميشوند. هر چند عمده افراد ميگرني، از ضريب هوشي بالايي برخوردارند و در صورت بهبودي بسيار موثرتر و موفقتر خواهند بود، اما گاهي به دليل اين بيماري قادر به نمايش حتي 30% از توانمنديهاي خود نيستند.
براي ما كه چنين دردي نداريم نميشود گفت مثل چيست، اما كافيست كمي خود را جاي آنان بگذاريم. آيا با درد آپانديس ميشود سركار رفت؟ و با همه خوش و بش نمود؟ آيا با درد كليه ميتوان خنديد؟ آيا با درد كليه ميتوان سي سال زندگي نمود؟ براي بيماران ميگرني اين موضوع كمي عادي شده است. بيماراني در كلينيك بودند كه ميگفتند سي سال است كه اين درد را با خود دارند، و اكنون متعجب و كمي هم دچار ترديد كه آيا اين دارو واقعا ريشه ميگرن را برطرف ميكند؟ و خانم مسني كه در هنگام خروج دعاي خير ميكرد و آرزو ميكرد همه بيماران سريعتر شفا يابند.
دوست عزيز،
به منظور كمك به بيماران ميگرني، تصميم گرفتيم با ياري شما عزيزان اقدام به تاسيس يك NGO نماييم. لطفا در صورت تمايل براي شركت در اولين جلسه اين NGO، كارهاي زير را انجام دهيد:
1) اين ايميل را براي ساير دوستان خود نيز بفرستيد (حداقل 10 نفر)
2) به جواب اين ايميل راMortezab2000@yahoo.com ارسال نماييد. در ايميل خود شماره تلفن و نام حقيقي خود را نيز درج نماييد. مهم نيست كه شما خودتان بيمار داراي سردرد ميگرن هستيد يا خير، مهم اين است كه براي اين امر خير داوطلب شويد. ما با شما تماس خواهيم گرفت.
موضوع جلسه اول: تعيين اهداف روشن گروه، تعيين مسوولان گروه، برنامهريزي كمك به بيماران
0 نظرات:
ارسال يک نظر