web 2.0

۸/۱۹/۱۳۸۸

درد هاي مزمن و هزينه هاي آن از ابعاد زيستي-رواني-اجتماعي ( Bio-Psycho-Social )


درد هاي حاد مثل درد هايي كه بعد از صدمات و جراحي ها بوجود مي آيد به عنوان يك علامت هشدار دهنده بوده و به ما اخطار مي كند كه عامل دردناك وجود دارد و يا تخريب بافتي در پيش است . اين هشدار كه بوسيله درد حاد به ما داده مي شود مفيد بوده و به ما مي گويد كه از عامل ايجاد درد بگريزيم و يا در پي دريافت كمك براي درمان آن باشيم . درد حاد حاصل مستقيم يك حادثه ايجاد كننده درد بوده و به عنوان يك علامت از ايجاد آسيب بافتي و يا بيماري تلقي مي گردد .
اما متاسفانه در بسياري از بيماران درد تا مدتها باقي مانده و ديگر هيچ گونه فايده اي نخواهد داشت زيرا ديگر به صورت يك هشدار نخواهد بود و گرچه آسيب بافتي خاتمه يافته و يا بهبودي بافت حاصل شده ولي درد همچنان ادامه دارد . درد مزمن در اين بيماران ديگر حاصل مستقيم آسيب اوليه و يا بيماري نبوده و بيشتر تغييرات ثانويه اي مي باشد كه در سيستم تشخيص درد بيمار بوجود آمده است .
درد هاي مزمن بر خلاف دردهاي حاد كه با مكانيزم هاي مختلف فيزيولوژيك ايجاد مي گردند بيشتر بصورت يك معضل كلي جسمي و رواني خود نمايي مي نمايد كه خود مجموعه اي از مشكل دردهاي مزمن مي باشد و سبب مشكلات بيشماري براي بيماران مبتلا به آن خواهد بود كه ذيلا به برخي از آنها اشاره شده است :

1- بي حركتي بيمار و مشكلاتي كه به تبع آن براي عضلات و مفاصل پيش خواهد آمد .
2- تضعيف سيستم ايمني بيمار و مستعد نمودن او براي ساير بيماريها .
3- مشكلات خواب براي بيمار .
4- كم شدن اشتها و خراب شدن تغذيه بيمار .
5- وابستگي به دارو ها .
6- وابستگي بيشتر از معمول بيمار به افراد خانواده و ساير كسانيكه از او مراقبت
مي نمايند .
7- استفاده بيش از حد و نا معقول از سيستم هاي پزشكي و پرسنل آن .
8- عدم ارائه خدمات مناسب در محيط كار و يا از كار افتادگي و معلوليت .
9- جدا شدن فرد مبتلا به درد مزمن از جامعه و خانواده و رفتن به سوي درون گرايي .
10- اضطراب و ترس از علت درد .
11- احساس نا خوشايند بيمار + نااميدي + افسردگي
12- خود كشي

شيوع درد هاي مزمن :

دردهاي مزمن در تمام جهان به صورت گسترده اي وجود دارد . در بسياري از تحقيقات انجام شده معلوم گرديده كه حدود 50% از مردم جهان از دردهاي متعدد رنج مي برند و در بسياري از آنها درد علاوه بر مزمن بودن بسيار شديد نيز بوده است .
درد مزمن در افراد بالغ و سالمندان از شيوع بالاتري برخوردار است . بسياري از درد هاي مزمن شايع مثل كمر درد ، درد هاي مفصلي و سر درد هاي عود كننده ( از جمله ميگرن ) آنقدر شايع هستند كه مردم فكر مي كنند اين درد ها بايد به عنوان بخشي اجتناب ناپذير از زندگي آنها ، وجود داشته باشد !
گرچه تعداد كمي از مردم به علت درد مي ميرند ، ولي بسياري با درد مي ميرند و تعداد زيادي از مردم بطور مداوم با درد زندگي مي كنند .

هزينه هاي اجتماعي و اقتصادي درد هاي مزمن :

در حاليكه درد هاي حاد درد هاي كوتاه مدت بوده و داراي يك روند محدود مي باشند ، درد هاي مزمن به زندگي فرد مبتلا چيره شده و ديدگاه او را به زندگي تغيير مي دهند . در اين بيماران ، خانواده ، دوستان بيمار و پرسنل پزشكي نيز از مشكلات بيمار دور نخواهند بود . علاوه بر آن ، كيفيت زندگي اين بيماران و اطرافيان آنها بطور جدي دچار آسيب مي گردد ، ضمن آنكه درد هاي مزمن مشكلات فراوان مالي به دنبال خواهند داشت . مثل :

- هزينه هاي پزشكي و دارويي
- غيبت از كار و مشكلات محيط كار
- حذف در آمد فرد بيمار
- عدم كارايي اقتصادي در محيط كار و منزل
- فشار مالي بر روي خانواده ، دوستان و صاحب كاران
- هزينه براي سيستم هاي بيمه اي و بهزيستي

گرچه اهميت اپيدمي پنهان درد هاي مزمن و رنج انساني و نيز خسارات اقتصادي آن براي جامعه، از ديدگاه رشته درد شناسي و متخصصين آن بسيار روشن است ولي متاسفانه مردم ، جامعه پزشكي و برنامه ريزان درماني كشور ها اطلاعات مناسبي در اين رابطه ندارند ، در نتيجه براي جبران اين نقيصه بايد به موارد ذيل توجه كرد :

1- اطلاعات جامعه پزشكي در مورد موضوع درد خصوصا درد هاي مزمن مورد بازنگري قرار گيرد .
2- روش هاي كنترل درد موجود به جامعه پزشكي يادآوري گردد .
3- راه هاي اداره كردن درد هاي مزمن به پرسنل پزشكي آموزش داده شود .
4- تحقيق در مورد دردهاي مزمن بصورت مطالعات اپيدميولوژيك برنامه ريزي گردد .
5- به فعاليت متخصصيني كه در رشته درد شناسي فعال هستند اهميت كافي داده شود و امكانات نيروي انساني و مالي مناسب در اختيار آنان گذاشته شود تا بتوانند در جبهه نبرد عليه درد و خصوصا در دردهاي مزمن در صف اول قرار گيرند .
دكتر محمد شريفي - انجمن بررسي و مطالعه درد در ايران

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر